ترانسپارنسی

آنروز، از من همه رد می‌شدند.
و کسی من را نمی‌دید
و من در چشمان یکایکشان، از تعجب، زل می‌زدم
و می‌گفتم سلامت کو؟
آنها، عجیب، از من رد می‌شدند.

همان‌روز، من از کسی رد نمی‌شدم.
در را باید باز می‌کردم چون از در و دیوار هم، رد نمی‌شدم.
و من هنوز هم نمی‌دانم که این از کدام نوع ترانسپارنسی* بود.

 

* ترنسپرنسی، Transparency

 

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
پشنگ آزاد

سلام خواهش می کنم بیا یه سری به وبلاگ من بزن و یه نظری بده..... خواهش می کنم ، لطفا ......

پشنگ آزاد

سلام خواهش می کنم بیا یه سری به وبلاگ من بزن و یه نظری بده..... خواهش می کنم ، لطفا ......

راوی

حالا اگر ترانس «پرنسی» باشه که خوبه :D

مصطفی

ترنسپرنسی نوع اول بوده [نیشخند]

مهندس

یه نوع خاصی از گیر کردن بوده تو یه شرایط خاص

مهدي

ترانسپرنسي از نوع خوئاب هاي پريشان :)

آب های سپید

درد می کند بدجور...