سیاه‌چپ

چقدر خط زدم امشب سیاه‌مشق‌هایم را تا دو کلام از دلتنگی‌ خود را با گرفتارانِ در یک‌قدمی، قسمت کنم - و چقدر با قلم واقعی نوشتن مشکل و لذت‌بخش شده است در تاریکی نزدیک به مطلق این اتاق-. خوب ذهن سیال است و سکان را در دست دارد و اگر در مقابلش ایستادگی شود، محکوم به خط‌خوردگی است. هر چه آمدم از ضعف پای چپ بگویم و ربطش را با این دلتنگی لعنتی بسط دهم، نشد. راستش ربطش را نمی‌دانم اما شکی نیست که مربوط است. پای چپ، ای پای چپ، کَفَت و تک‌تک انگشتانت را، اصلا همه‌ات را عاشقانه دوست دارم و دلم برایت ضعف می‌رود. لطفا تو ضعف نرو.

/ 0 نظر / 2 بازدید