کوتلاس جنگو بر سر آرامگاه ملکوتی ایوان چخوف شاعر فقیر عادل فاتحه ای خواند و چنگال نگون بخت را در پای راستش فرو کرد و به کلیسا رفت. هفته گرامیداشت شغال نزدیک بود. بوروج و فورمزپری رقابت سختی بر سر تصاحب ماکارونی داشتند. در خوردن رشته آخر اتفاق بدی افتاد و بوی بدی آمد. صحنه چرخان، صحنه را دید، به خودش ... . صحنه را ول کرد و کج شد و بوروج و فورمزپری شروع به قل خوردن کردند و به سرعت به سمت کوههای همیشه در صحنه کلیمانجارو جاری گشتند. بوروج سطح صیقلی تری داشت و با سرعت بیشتر پیش میرفت. اما ناگهان روی یک پونز رفت و ترکید و همه جا پر از گه شد. فورمزپری صحنه را دید، به خودش ن... . رو به دوربین کرد و ابروهایش را بالا و پایین کرد و لبخند ملیحی با آن سبیلهای ملیحترش زد. به تازگی ترمز ABS نصب کرده بود. ترمز کرد ولی روی عناصر پخش شده حاصل از بوروج سر خورد و به سنگ ریزه ای برخورد کرد و پرتاب شد و به دیوار خورد و به زمین خورد و به هوا رفت، نمیدونی تا کجا رفت و در همین حین فریاد زد:"وللو سعادت وی آر گوئینگ پیش د گاد، اون کمکوردرم رو ایکاش آورده بودم!". عزیزپور از همان پایین داد زد:"ای کاش نه دُکی کاشکی!" در همین حال فورمزپری در حالیکه به اندازه نقطه ای در آسمان شده بود، صدای مهیبی داد و ترکید و ذراتش در هوا پخش شد. هنوز هیچ گروهی مسئولیت ترکیدن زنده یاد جوان ناکام فورمزپری را بر عهده نگرفته است. برخی از گمانه زنی ها حاکی از ترکیده شدن فورمزپری با تیرکمون ممدکاظم بیریخت شوالیه مشهور عصر هخامنشی است. کوتلاس جنگجو که در حالیکه از کلیسا بر میگشت چنگال نگون بخت را از پای راستش در آورد و دماغش را کند و به بیرون انداخت.

/ 7 نظر / 3 بازدید
محسن

نادون

bizz

=))

Immortal

توووووووووووووووووووپ بووووووووووووود

ابوذر

عجب سرنوشت غم انگیز و البته عبرت آموزی! باشد که درسی شود بر سر راه زندگی آیندگان!

حمید

دست و پاهامو تا دسته بردم بالا