نقلاگینگ

آه، خورده ایم به تکرار، چقدر حوصله سر بر است این زندگی! 

و دیگر اسم اینجا وبلاگ نیست. نِقلاگ است

و من واقعا به دنبال یک تنوع اسیدی در این روزها میگردم.

و چقدر په هاش ام بالا رفته است.

 

و آیا حوصله سر بر است زندگی؟

و گمان کنم باید پاشیم برقصیم.

و اعتراف کنم که از این استیل زندگی، استفراغم گرفته است

و باید به داروخانه بروم برای خود درمانی!

و این هم اولین پست نقلاگ ام در سال جدید.

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدا

کاش می شد سکوت غریبانه ی گنجشک های افسرده را معنا کرد کاش می شد فریاد مظلومانه نیلوفر های مرداب را شنید کاش می شد اندیشه و احساسم را به دست پیچکی بسپارم تا به هر کجا که می خواهند سر بکشند از تکرار ناقص خاطره ها , از تلاش بیهوده برای رفتن و نرسیدن مثل دو خط موازی خسته ام

مصطفی

استفاده کردیم! بیشتر نق بزن! [نیشخند]

راوی

آقا داروخونه هرچی گرفتی، 2تا بگیر. منم پایم.

مهندس

بابا شعر نو خوب منم شاعر نیستم شعر نمی گم!

pezz

محسن: :X مصطفی: بقیش پولیه! راوی: باشه ولی چرا سیستم کامنتینگ بلاگر داغونه؟ من کلا به بلاگر نمتونم کامنت بدم! مهندس: من نمدونم چرا هر وقت سطرها رو جدا مینویسی ملت فکر میکنن شعر گفتیم! شعر چیه! خواستم حجم پستم زیاد شه جدا جدا نوشتم! پروفیسور که هستی یا نیستی؟

ریحان

1)سبک فروغ نوشته بودی! 2)دچار برون هشتگی شدی

ریحان

1)سبک فروغ نوشته بودی! 2)دچار برون هشتگی شدی

pezz

عجب پس فروغ هم اینجوری شاعر شده!

ابوذر

خود درمانی رو خوب اومدی! مشکل از خود و راه حل هم در خود! بگرد تا پیداش کنی!

pezz

اقا رو بچه مردم اشکال نذار! :دی