خر تو خر

آقا، برادر من، بیا بیرون. یا حداقل یه لحظه کلّت رو بده بیرون از اونجایی لم دادی. تا خفه شی، غرم نزنی. بفهمی از بیرون که عجب خر تو خریه اینجا. یه مشت گاو نفهم عوضی تازه به دوران رسیده گوزو که دو زار نمیشه به حرفشون اعتماد کرد وقتی دو رو برت رو بگیرن تازه دستت می یاد که باید خدا رو شکر می کردی که آقا بالا سر یدونه بیشتر نداری اونجا اونم دکتره. تازه می فهمی که توی بهشت بودی. یعنی سگ پی پی کرد توی ملاج صنوف ساخت آفتابه که الان همشون یه کاره ای شدن توی این مملکت.

  
نویسنده : پژمان ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٩
تگ ها :